بالاترین دستمزد سینما برای نوجوان‌ترین بازیگر دنیای سینما!!

لاتنر نقش اصلی این فیلم را بازی می‌كند و در قالب كاراكتری ظاهر می‌شود كه به دنبال كشف یك راز بزرگ و پررمز و راز است. او جوانی است كه پس از دیدن عكس‌های...

18 ساله پركار
تیلور لاتنر، بازیگر نوجوان سینما اواسط فوریه امسال 18 ساله می‌شود، ولی قبل از آن توانسته خود را به عنوان یك بازیگر مطرح تثبیت كند و حتی بالاترین دستمزد سینما را به عنوان نوجوان‌ترین بازیگر دنیای سینما بگیرد.
 بازی در نقش كاراكتر جیكوب در مجموعه فیلم نوجوانانه و ماجراجویانه «گرگ و میش» باعث شد تا وی موقعیت فعلی خود را به دست بیاورد. در قصه این مجموعه فیلم او نقش نوجوانی سرخپوست را دارد كه با كاراكتر اصلی قصه، بلاسوان آشنا و دوست می‌شود. وی بلا را از دوستی با ادوارد، كاراكتر مهم دیگر قصه منع می‌كند و به او هشدار می‌دهد كه ادوارد متعلق به قوم خون‌آشام‌هاست؛ اما در قسمت دوم فیلم، خود جیكوب هم با تغییر روحیات و رفتار خود روبه‌رو می‌شود و می‌فهمد كه به نژاد گرگ‌ها تعلق دارد. قسمت اول فیلم اواخر سال 2008 با استقبال بالای تماشاگران روبه‌رو شد و نام هر 3 بازیگر نوجوان آن را در سطح وسیعی مطرح كرد. دومین قسمت فیلم هم سال گذشته همین موقعیت را تكرار كرد، ولی قسمت سوم آن در یك ماه اخیر توانسته ركورد فروش 2 قسمت قبلی را بشكند. این فیلم براساس قصه كتاب 4 جلدی استفنی مه‌یرز به همین نام ساخته شده است.
موفقیت مالی و انتقادی مجموعه فیلم گرگ و میش، لاتنر را به عنوان بازیگری مطرح كرد كه می‌تواند در انواع و اقسام پروژه‌های سینمایی حضور داشته باشد و به همین دلیل برای بازی در ژانرهای مختلف سینمایی دعوت به كار شد. حضور او در فیلم كمدی و رمانتیك «روز والنتاین» ـ كه فروش خوبی در جدول گیشه نمایش كرد ـ نشان داد كه او فقط مناسب نقش‌های اكشن و ماجراجویانه نیست. با وجود حضور یك دو جین بازیگر مطرح در این فیلم، كاراكتر و بازی لاتنر در آن بخوبی به چشم می‌آید. این بازیگر هم اكنون مشغول بازی در فیلم «ربودن» است؛ فیلمی كه حال و هوایی اكشن و دلهره‌آور دارد. لاتنر نقش اصلی این فیلم را بازی می‌كند و در قالب كاراكتری ظاهر می‌شود كه به دنبال كشف یك راز بزرگ و پررمز و راز است. او جوانی است كه پس از دیدن عكس‌های خانوادگی خود در یك وب‌سایت ناشناخته و مرموز تصمیم می‌گیرد واقعیت‌‌های مربوط به زندگی خود را كشف كند. جان سینگلتن فیلمساز غیرمتعارف سینما، كارگردان ربودن است. لاتنر برای بازی در این فیلم 8 میلیون دلار دریافت كرد. این رقمی است كه تا قبل از این به هیچ یك از بازیگران نوجوان سرشناس سینما داده نشده است.
لاتنر بلافاصله پس از پایان فیلمبرداری ربودن، راهی صحنه فیلمبرداری قسمت جدید گرگ و میش می‌شود. جلد چهارم كتاب مه‌یرز بسیار طولانی‌تر از 3 قسمت قبلی آن است. به همین دلیل، سازندگان نسخه سینمایی آن تصمیم گرفتند این جلد را در 2 قسمت تولید كنند. بخش اول و دوم قسمت چهارم فیلم به صورت همزمان فیلمبرداری می‌شود، ولی به صورت 2 فیلم سینمایی (با یك فاصله زمانی چند ماهه)‌ در اواخر سال 2011 و اوایل سال 2012 روی پرده سینماها می‌رود.
در این دو بخش، كاراكتر جیكوب همراه دوستان گرگ نمای خود به مبارزه با خانواده‌های خون‌آشام می‌پردازد، اما بازی در این دو بخش باعث شد تا وی نتواند نقش مرد گرگ‌نما را در قسمت جدید مجموعه فیلم كمیك استریپی و ابرقهرمانانه «مردان ایكس» بازی كند. قصه قسمت جدید این مجموعه فیلم به دورانی قبل از شروع قصه قسمت اول در سال 2000 برمی‌گردد و دوران اولیه جوانی كاراكتر مرد گرگ‌نما را به تصویر می‌كشد. برای همین به جای هیوجكمن كه در 3 قسمت قبلی فیلم نقش مرد گرگ‌نما را بازی كرد، یك بازیگر جوان باید نقش دوران جوانی این شخصیت را بازی كند. تهیه‌كنندگان فیلم بسیار مایل بودند این نقش را به لاتنر بدهند. ولی لاتنر (كه اتفاقا خیلی دوست داشت این نقش را جلوی دوربین بازی كند)‌ به دلیل تعهدات كاری خود در قبال گرگ و میش‌های جدید مجبور شد به درخواست سازندگان مردان ایكس،‌ جواب منفی بدهد.
اما پاسخ منفی لاتنر به این فیلم به معنای دوری او از نقش‌های ابر قهرمانانه نیست. این بازیگر اگر نتوانست ابر قهرمانی مثل مرد گرگ‌نما بر پرده سینما‌ها باشد، در نسخه سینمایی «استرچ آرمسترانگ» نقش یك ابرقهرمان اورژینال دیگر به نام آرمسترانگ را بازی می‌كند. او قرارداد بازی در این فیلم را ـ كه قرار است تبدیل به یك مجموعه فیلم سینمایی شود ـ امضا كرده است، ولی هنوز زمانی برای شروع كار فیلمبرداری آن اعلام نشده است.
در این فیلم، لاتنر نقش جوانی را به عهده دارد كه بر اثر اتفاقی، بخش‌هایی از پیكر او قدرت‌های ویژه‌ای خلق می‌كنند و وی به كمك این قدرت توانایی مقابله با آدم‌های شرور قصه را پیدا می‌كند. نام كارگردان این فیلم هم قرار است بزودی اعلام شود. لاتنر كه با پیشنهادات متعدد سینمایی روبه‌روست، می‌گوید نگران آن نیست كه مجموعه فیلم گرگ و میش تا مدتی دیگر به پایان خود می‌رسد. وی با كمك پدر خود یك شركت كوچك فیلمسازی دایر كرده و قصد دارد در تولید فیلم‌هایی كه در آنها بازی دارد، مشاركت كند. این بازیگر فعالیت هنری را از دوران كودكی و از تلویزیون شروع كرد. اولین حضور وی به سال 2004 برمی‌گردد كه فقط 11 سال داشت و قسمت اول گرگ و میش اولین كار سینمایی و مهم وی بوده است. لاتنر از تام كروز به عنوان الگوی كاری خود اسم می‌برد.
 
 گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم شهریور ۱۳۸۹ساعت 10:1  توسط سید مهدی  | 

عکس‌های جدید جنیفر لوپز به همراه دوقلوهایش در فرودگاه!

بدون شرح!
 
جنیفر لوپز پس از اتمام تعطیلات به همراه همسر و دوقلوهایش،از مکزیک به لس آنجلس بازگشتند
 
 
 
 
 
 
گردآوری:گروه سرگرمی سیمرغ
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم شهریور ۱۳۸۹ساعت 9:59  توسط سید مهدی  | 

لعیا زنگنه: نمی‌خواهم مانكن باشم یا شو اجرا كنم!!

وقتی من بازیگر وارد دفتر كارگردانی می‌شوم كه زنگ زده و به من پیشنهاد كار كرده اولین حرفی كه می‌زند این است كه اه! خانم زنگنه شما همیشه با این لباس می‌روید بیرون؟ و من فكر می‌كنم این آقا....

در گفت‌وگویی خواندنی با لعیا زنگنه
نمی‌خواهم مانکن باشم؛ چرا باید بچه‌ام را پنهان کنم؟ 
وقتی من بازیگر وارد دفتر كارگردانی می‌شوم كه زنگ زده و به من پیشنهاد كار كرده اولین حرفی كه می‌زند این است كه اه! خانم زنگنه شما همیشه با این لباس می‌روید بیرون؟ و من فكر می‌كنم این آقا وقتی به یك بازیگر خانم زنگ می‌زند انتظار دیدن دختری كه لباس ساده پوشیده و كارهای عجیبی با صورتش نكرده ندارد.
شبكه ایران نوشت: در نیمه دوم سال 1375، یك‌شنبه شب‌ها سریالی خانوادگی‌ از شبكه دو سیما پخش می‌شد كه در كنار سریال امام علی(ع) توانست عنوان پرمخاطب‌ترین مجموعه‌های سیما را به خود اختصاص دهد.
سریال خانوادگی كه داستان دختری (مریم افشار) از طبقه متوسط فرهنگی را روایت می‌كرد كه شخصیت محكم و با وقار و فعالیت‌های موثرش در دانشگاه سبب می‌شود كه مورد توجه سه نفر از هم‌كلاسی‌هایش قرار بگیرد.
پارسا باهوش و تندزبانی كه به مدد ممیزی سیما از سیر داستان خارج شد، محمد؛ جوان مذهبی، بااراده و خودداری كه در رویارویی با خواستگاری به نام رامین (از دوستان محمد) كه شخصیتی متزلزل و بی‌ثبات دارد هیچ اقدامی نمی‌كند تا در نهایت تصمیم لجوجانه مریم در برابر این انفعال، روند داستان را پیچیده‌تر كند.
لعیا زنگنه با حضور در مجموعه تلویزیونی "در پناه تو" و ایفای نقش مریم افشار به چهره‌ای ماندگار در ذهن بینندگان دهه 70 تلویزیون مبدل شد؛ دختری با چادر كشدار و كیف چرمی به دست كه قرار بود نقش الگویی از زن موثر و فعال در حوزه اجتماعی را ایفا كند.
استقبال تماشاگران از این سریال، پیشنهادات سینمایی و تلویزیونی بی‌شماری را متوجه این بازیگر كرد و آثاری چون راز مینا، در قلب من، تولدی دیگر، شیفته، تكیه برباد، رنگ شب، مزاحم، هفت ترانه ، رئیس و... را در كارنامه كاری او به ثبت رساند.
اما با این حال گزیده‌كاری لعیا زنگنه در سال‌های اخیر باعث شده تا از شتاب افول این ستاره تلویزیونی بكاهد؛ بازیگری كه چندان هم دغدغه ستاره شدن ندارد.
ویژه‌نامه "خردنامه " به مناسبت انتشار پرونده‌ای از سریال تلویزیونی "در پناه تو " در قالب مجموعه‌های خاطره‌انگیز سیما، با لعیا زنگنه كه برای بازی در فیلم "جرم" مسعود كیمیایی به ایران آمده، گفت‌وگویی انجام داده كه گزیده‌هایی از آن را در ادامه می‌خوانید.
 
چرا لعیا زنگنه ستاره نشد
ستاره یعنی چی؟ آدم چطوری ستاره می‌شود؟ این‌كه پركار باشد؟ من می‌توانم به جرات بگویم كه هنوز روی همان موجی هستم كه زیر پایم آمده البته نه با پركاری یا این‌كه روی جلد مجله‌ها باشم. من این كار را نمی‌كنم. من نمی‌خواهم مانكن باشم یا شوء بدهم. اینها انتخاب من نیست. می‌تواند انتخاب فرد دیگر باشد- كه قابل احترام هم هست- اما من آن كار را نمی‌كنم. اگر می‌خواهند بگویند استار نماندم باشد. من نمی‌خواستم -به آن معنی- استار باشم.
 
به دست آوردن چیزی كه كمتر كسی تجربه‌اش كرده
احترام و عشق. این كه مثلا وقتی دو هفته پیش سوار آژانس شدم آقای راننده از صدایم مرا شناخت و شروع كرد به صحبت كردن در باره هنر و بازیگری. طوری صحبت كرد كه من اصلا انتظار نداشتم و خب نادانی مرا ثابت كرد. گفت ما دوست نداریم بازیگرمان را یك‌جور دیگر ببینیم. گفت من وقتی شب خسته می‌روم خانه و تلویزیون را روشن می‌كنم دوست دارم بازیگر مورد علاقه‌ام را در همان قد و اندازه‌ای كه از او می‌شناسم و توقع دارم ببینم ولی وقتی این اتفاق نمی‌افتد قلب من می‌شكند. وقتی پیاده شدم گفتم قول می‌دهم تا آنجا كه شعور و قدرتم اجازه می دهد هیچ‌وقت كاری را قبول نكنم كه تو اذیت شوی. وقتی می‌بینم آدم‌ها اینقدر به هم نزدیكند خب به نظرم هنوز روی همان موجی.
 
پنهان كردن خود واقعی
من غارم را خیلی دوست دارم. دوستان صمیمی‌ام می‌گویند كه تو انگار یك دیوار دورت هست انگار می‌ترسم كه بشناسندم... چون این اتفاق افتاده كه دیوار دورم را برداشته‌ام و اجازه داده‌ام كه به من نزدیك شوند و بعد عكس‌العمل‌هایی دیده‌ام كه آزرده‌ام كرده است. اینجا آدم‌ها خیلی راحت اجازه قضاوت كردن درباره تو را می‌دهند. وقتی من بازیگر وارد دفتر كارگردانی می‌شوم كه زنگ زده و به من پیشنهاد كار كرده اولین حرفی كه می‌زند این است كه اه! خانم زنگنه شما همیشه با این لباس می‌روید بیرون؟ و من فكر می‌كنم این آقا وقتی به یك بازیگر خانم زنگ می‌زند انتظار دیدن دختری كه لباس ساده پوشیده و كارهای عجیبی با صورتش نكرده ندارد... خب اذیت می‌شوم. این اختیار را به او می‌دهم كه مرا انتخاب نكند اما نمی‌توانم بگویم دلم نمی‌سوزد.
نمی‌توانم بگویم من به عنوان یك بازیگر زن رنج نمی‌برم از این كه نتوانم با صراحت حرفم را بزنم و خودم باشم. نتوانم بگویم كه مثلا من سه تا بچه دارم -ندارم‌ها- ولی نمی‌دانم به عنوان یك بازیگر چرا باید بچه‌ام را پنهان كنم؟ كاش این‌طور نبود. كاش ما آدم‌ها را همین‌طور كه هستند می‌پذیرفتیم. كاش قضاوت نمی‌كردیم و كمی حق انتخاب به آدم‌ها می‌دادیم...مثلا یادم هست آن اوایل عكس من روی جلد یكی از مجلات چاپ شد و من دوست نداشتم و زنگ زدم خیلی دانشجویی و ساده گفتم چرا عكس مرا چاپ كرده‌اید؟ گفت ای بابا خانم، از خداتان باشد. بقیه به ما پول می‌دهند كه عكس‌شان را چاپ كنیم. خب من دوست نداشتم ولی این حق انتخاب را به شما نمی‌دهند و این مرا آزار می‌دهد.
 
مناسبات كاری سخت و پیچیده برای بازیگر خانم
من به عنوان یك زن بازیگر از این‌كه این‌قدر مراقب باشم كه اتفاقات عجیب و غریبی نیفتد اذیت می‌شوم. از من انرژی می‌گیرد. دوست ندارم این‌قدر انرژی هدر دهم. نهایتش چه اتفاقی می‌افتد؟ آن پروانه شدن یا دگردیسی یا شاه‌نقش برایم رخ نمی‌دهد. من این را با خودم حلاجی كرده‌ام.
می‌گویم مگر چند درصد از آدم‌ها به آن آرزوهای بزرگی كه داشته‌اند رسیده‌اند؟ من هم جزو آنهایی كه نرسیده‌اند. همه كرم‌ها كه پروانه نمی‌شوند یك عده‌شان در پیله‌های‌شان می‌میرند و یك عده خفه می‌شوند. نه من در پیله نخواهم ماند وقتی مثلا با كیمیایی كار می‌كنم و در تجربه دوم‌ام نقشی متفاوت به من می‌دهد یعنی این‌كه او دارد خود واقعی من را می‌بیند و این بی‌نهایت برای من ارزشمند است.
 
گارد منفی در مقابل ستاره شدن
نه منفی نیست. گارد ندارم ولی می‌گویم اگر لازمه‌اش این است كه دنیای خصوصی‌ات را از دست بدهی -چون یكی‌اش این است دیگر- من این را دوست ندارم و این كار را نمی‌كنم. من با استار شدن مشكل ندارم ولی دوست ندارم راجع به زندگی خصوصی‌ام حرفی بزنم. اگر استار شدن اینجا لازمه‌اش این است كه این كار را بكنی، من نمی‌توانم.
 
مفهوم ستاره شدن
بگذارید این‌طوری به‌تان بگویم؛ فرق بین مریل استریپ با آنجلینا جولی - كه باهاش خیلی مسئله دارم- چیست؟ خیلی واضح است دیگر. نمی‌گوییم كی خوب است و كی بد است. متفاوت‌اند. كی این تفاوت را تعیین می‌كند؟ خودشان. بعد آیا آن می‌گوید این بد است این می‌گوید آن؟ نه اصلا قشنگی‌اش به همین است به یكدست نبودن. به هر حال یك فرقی هست بین رویا نونهالی با... فلان بازیگر ....نمی‌شود هم اسم برد (می‌خندد)...
 
 گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم شهریور ۱۳۸۹ساعت 9:58  توسط سید مهدی  |